السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
110
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
است « 1 » و آنچه بر عهده تو نهادهاند ، رعايت حقّ ايشان است . پس مبادا فرو رفتن در نعمت ، از پرداختن به آنان باز دارد كه ضايع گذاردنت كارى ، خود را به خاطر استوار كردن كارى بزرگ و مهم ، عذرى برايت نيارد پس ، از رسيدگى به كارشان دريغ مدار و روى ترش بدانان ميار و به كارهاى كسى كه به تو دسترسى ندارد بنگر - آنان كه در ديدهها خوارند و مردم خُردِشان مىشمارند و كسى را بِدو اعتماد دارى ، براى تفقد آن جماعت بگذار كه از خدا ترسان باشد و از فروتنان ، تا در خواستهاى آنان را به تو رساند . و با آنان چنان رفتار كن كه چون خدا را ديدى ، « 2 » جاى عذرت بماند كه اين گروه از ميان مردمان به انصاف نيازمندترند از ديگران ، و در گزارد حقّ همگان ، تو را چنان بايد كه عذرت در پيشگاه خدا پذيرفته آيد . يتيمان را عهده دار باش و كهنسالانى را كه چارهاى ندارند و دست سؤال پيش نمىآرند ، و اين كار بر واليان گرانبار است و گزاردن حق همه جا دشوار ، بود كه خدا آن را سَبُك گرداند بر مردمى كه عاقبت جويند و خود را به شكيبايى وامىدارند و به وعده راست خدا درباره خويش اطمينان دارند . در دستورها و منهيات و بخشى از وقت خود را خاصّ كسانى كن كه به تو نياز دارند . خود را براى كار
--> ( 1 ) . به عبارت ديگر ، همه مسلمانان فقير در سهام خود ، مساوىاند . آنجا دور و نزديك تفاوت ندارد . به آنكه نزديكتو ، يا خويشاوندانت است ، ترجيح نده به آنكه نزديك تو است ، بدون هيچ ارتباطى با تو ، يا به هر دليلى كه به سوى تو روى آورده است يا ممكن است به اين معنا باشد كه توليدات زمينى را به عنوان سرزمين توليدى ، در منطقه معيّن مشخص شده است ، بايد توليدات اين زمين به نيازمندان آن منطقه تقسيم شود . حقّ توليد زمين همانند شخص است نزديك باشد يا دور . ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 86 - 87 . . ( 2 ) . ملاقات با خدا در چند آيه قرآن آمده است : « قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ » ؛ * آنهايى كه لقاء الله را تكذيبكردند ، و البته زيانكار شدند . .